تبلیغات
تقدیر یا تدبیر؟

عجب صبری خدا دارد

اگرمن جای او بودم

همان یک لحظه ی اول

که اول ظلم را میدیدم ازمخلوق بی وجدان

جهان راباهمه زیبایی و زشتی

بروی یکدیگر ویرانه میکردم

.................................................

عجب صبری خدا دارد

اگرمن جای او بودم

که در همسایه ی صدها گرسنه،چند بزمی گرم

عیش ونوش میدیدم

نخستین نعره ی مستانه را خاموش آندم

برلب پیمانه میکردم

.................................................

عجب صبری خدا دارد

اگرمن جای او بودم

که میدیدم یکی عریان و لرزان،دیگری

پوشیده از صد جامه ی رنگین

زمین و آسمان را

واژگون مستانه میکردم

...........................................

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

بعرش کبریایی،باهمه صبر خدایی

تاکه میدیم عزیز نابجایی،ناز بریک ناروا گردیده

خواری میفروشد

گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه میکردم

...........................................

عجب صبری خدا دارد

اگرمن جای او بودم

بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان

سراپای وجود بی وفا معشوق را پروانه میکردم.

....................................

عجب صبری خدا دارد

اگرمن جای او بودم

نه طاعت میپذبرفتم

نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده

پاره پاره درکف زاهد نمایان

سبحه ی صد دانه میکردم

........................................

عجب صبری خدا دارد

اگرمن جای او بودم

که میدیدم مشوش عارف و عامی،ز برق فتنه این

علم عالم سوز مردم کش،به جز اندیشه ی عشق و وفا،

معدوم هر فکری دراین دنیای پرافسانه میکردم

....................................

عجب صبری خدا دارد

اگرمن جای او بودم

برای خاطر تنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان

هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو

آواره ودیوانه میکردم.

..................................

عجب صبری خدا دارد اگرمن جای او بودم

همین بهتر که او خودجای خود بنشسته وتاب تماشای زشتکاریهای

این مخلوق را دارد! وگرنه من به جای او چو بودم

یکنفسی کی عادلانه سازشی،باجاهل وفرزانه میکردم

عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد!!!!




سه شنبه 2 آذر 1389 | نظرات ()
Blog Skin